close
تبلیغات در اینترنت
خرید هاست
زندگی نامه شهید جابر مظفر

انتظار......رسولُ اللّه‏ِ صلى ‏الله‏ عليه ‏و ‏آله : حاسِبوا أنْفُسَكُم قَبلَ أنْ تُحاسَبوا ، و زِنوها قَبلَ أنْ تُوزَنوا ، و تَجَهَّزوا ل
شهید جابر مظفر در نهمین روز از سال 1347در بخش تازه کند انکوت  از توابع  شهرستان  گرمی دیده به جهان  گشود .پدر  بزگوارش  کشاورز  بود و خانواده  به لحاظ  اقتصادی  از وضعیت  متو سطی برخوردار  بود . جابر پیش از رفتن به مدرسه  در کلاس های  قران شرکت کرده و قرآن  خواندن  را یاد گرفته  بود  او همواره  دوست داشت  با صدای بلند  قران بخواند ... از کودکی اعمال  و رفتار خاصی داشت  .برای نمونه …
قالب وبلاگ
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ي سايت


◄ خدایا به من قدرتی عطا فرما تا بپذیرم که همه چیز دراین دنیا امانتی است از سوی تو و هر گاه اراده کنی تسلیم تو خواهم شد. ◄ علامه جعفری: خدایا تو را سوگند به عظمتت در این دار دنیا که جایگاه بده و بستان و معامله است موفق بفرما که ما مغبون نشویم ، آنچه که می گیریم بیارزد در مقابل آن سرمایه الهی حیات که از دست می دهیم. .با عرض سلام خدمت همه عزیزان....... کوچک شما سهراب هســتم . پســـری از جنس پاییز شاید به این دلیل است که همیشه هوای دلم ابریست. پســــــــــــــری هســـــــــــــــــــتم اهـــــــل دل،صفا و صمیمیت، عشق و محبت، وفا،صداقت و ایمان رو اصلی ترین پایه زندگی میدونم. ولی حالا دستانم خالی اند و دلم غرق آرزو های دست نیافتنی.دوست دارم تا به این آرزو های شیرین برسم.+
آرشيو
امکانات وب

وبلاگ شهید مرحمت بالازاده

مردان نبرد

رهبرم سيد علي



RSS


POWERED BY
rozblog.COM
پیغام مدیر سایت
سلام دوست من به سایت انتظار......رسولُ اللّه‏ِ صلى ‏الله‏ عليه ‏و ‏آله : حاسِبوا أنْفُسَكُم قَبلَ أنْ تُحاسَبوا ، و زِنوها قَبلَ أنْ تُوزَنوا ، و تَجَهَّزوا ل خوش آمدید لطفا برای استفاده از تمامی امکانات

دانلود فایل , شرکت در انجمن و گفتگو با سایر اعضا در سایت ثبت نام کنید







شهید جابر مظفر در نهمین روز از سال 1347در بخش تازه کند انکوت  از توابع  شهرستان  گرمی دیده به جهان  گشود .پدر  بزگوارش  کشاورز  بود و خانواده  به لحاظ  اقتصادی  از وضعیت  متو سطی برخوردار  بود . جابر پیش از رفتن به مدرسه  در کلاس های  قران شرکت کرده و قرآن  خواندن  را یاد گرفته  بود  او همواره  دوست داشت  با صدای بلند  قران بخواند ...

از کودکی اعمال  و رفتار خاصی داشت  .برای نمونه  هر زمان که مادر به جابر لقمه نان و پنیری می داد  آنرا  می برد  و زیز سنگ  می گذاشت  با این نیت  که شاید  فردی گرسنه تر از  او آن را بیابد ... جابر تحصیلات  ابتدایی اش را در مدرسه  ابتدایی تازه کند انکوت  آغاز کرد  و در همان مدرسه  نیزبا  نمراتی متو سط  به پایان رسانده است ... از آنجا  که پدرش یعنی پدرم  همواره  سرگرم کشاورزی  بود  این مادرم بود  که به امور او رسیدگی می کرد . بعد از  اتمام دوره ابتدایی  جابر دیگر به مدرسه نرفت . دلیل اش هم این بود  که پدر برای انجام کارهای کشاورزی  نیازمند کمک بود و او بایستی  در خانه می ماند  و خدمت به پدر می کرد . جابر به لحاظ اجتماعی  جوانی مودب بود  که همواره  احترام  بزرک و کوچک را  نگه می داشت  اهل اجتماعات  مذهبی  بود  و همواره  در فعالیت  مذهبی شرکت می کرد . جابر اهل سیاست نبود  در مشکلات  گرفتار ی ها  به خدا تو کل می کرد  و از مادر  می خواست که براش دعا کند ..... جابر با عضویت  در بسیج  فعالیت  های انقلابی  و ارزشی  خود را آغاز  می کند  در این زمان  او هفده  سال بیشتر نداشت  و تمام اوقات  خود را صرف  فعالیت های  بسیج  می کرد  .ان زمان برادر بزرک جابر   یعنی برادر بزرکم در جبهه  بود و مادر اصرار  داشت تا جابر  بیشتر وقت خود را  صرف  امو رات  خانواده کند ... یک بار از جابر به خاطر دیر امدن  به خانه گلایه می کند  چرا که انتظار دارد در غیاب برادر بزرکم  جابر  توجه بیشتر  به  امورات خانواده  داشته باشد  .جابر در پاسخ به ناراحتی مادرم عنوان می کند  که آنها با دوستان خود در شبها در کنار خانه  خانواده هایی  که فرزندانشان  به جبهه رفته اند  نگهبانی  می دهند  و از خانه و کاشانه  این خانواده  مراقبت می کنند. باتوجه به  عشق و علاقه ای  که به جبهه و جنگ داشت با وجود حضور برادر بزرکم در جبهه  عزم جهاد می کند و علیرغم  اصرار های مادرم  برای ماندن  رضایت مادرم را  جلب کرده  به خدمت سربازی  اعزام می شود .. جابر  با تو جه به فعالیت هایش در بسیج  در کسوت  پاسداری  وظیفه  بعنوان  جمعی  لشکر 31عاشورا ی سپاه  خدمت سربازی  اش را در منطقه  شمال غرب  کشور آغاز می کند. هنوز چهار ماهی  از اعزام جابر به خدمت نگذشته بود  که خبر  شهادت اش  در یک  روز گرم تابستانی  آمد  بیست و هفتم  تیرماه سال 1366 بود که جابر  در نبردی ناجوانمردانه  با دشمن یعنی در مرز  مریوان  در  اثر اصابت  ترکش  خمپاره  به فیض  شهادت  نائل شد بود .... روحش شاد  و راهش پر  رهر و باد .....برروحش صلوات گوارا بفرستید ....


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

نمایش این کد فقط در ادامه مطلب برای قرار کد مورد نظر به ویرایش قالب مراجعه کنید

تاریخ : سه شنبه 03 بهمن 1391 نویسنده : سهراب مظفر l بازدید : 79

ارسال نظر
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی


مطالب گذشته
» صفحه نخست شرمنده شهدایم (پست ثابت )............. »» دوشنبه 18 شهریور 1392
» ای شهدا...... »» دوشنبه 18 شهریور 1392
» مجموعه آلبوم های شهدای شاخص انقلاب اسلامی و دفاع مقدس.......... »» پنجشنبه 14 شهریور 1392
» انان را که از مرگ می ترسنداز کربلا می رانند..... »» پنجشنبه 14 شهریور 1392
» طلائیه... »» شنبه 26 مرداد 1392
» فکرش را بکن.... »» شنبه 26 مرداد 1392
» آرزوی من ... »» شنبه 26 مرداد 1392
» اکسیر نماز ............ »» شنبه 26 مرداد 1392
» چادر ی ها ......... »» شنبه 26 مرداد 1392
» آنها چفیه داشتند… من چادر دارم…. »» جمعه 04 مرداد 1392
آمار کاربران

عضو شويد

نام کاربری :
رمز عبور :

فراموشی رمز عبور؟

عضويت سريع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به انتظار......رسولُ اللّه‏ِ صلى ‏الله‏ عليه ‏و ‏آله : حاسِبوا أنْفُسَكُم قَبلَ أنْ تُحاسَبوا ، و زِنوها قَبلَ أنْ تُوزَنوا ، و تَجَهَّزوا ل مي باشد.

جدید ترین موزیک های روز



طراح و مترجم قالب

طراح قالب

جدیدترین مطالب روز

فیلم روز

انتظار......رسولُ اللّه‏ِ صلى ‏الله‏ عليه ‏و ‏آله : حاسِبوا أنْفُسَكُم قَبلَ أنْ تُحاسَبوا ، و زِنوها قَبلَ أنْ تُوزَنوا ، و تَجَهَّزوا ل